کشور راه حل یک دفعه ای و از جنس چوب جادو ندارد. کاش داشت. ولی ندارد. با فریاد زدن چیزی حل نمی شود. با کار کردن حل می شود. کار کردن اما شاید رای نداشته باشد بنابراین جذاب نیست. فریاد ولی جذاب است. ایده از کار کردن برمی آید و از این جهت جنبه پراکسیسی دارد؛ باید در نقطه تلاقی عین و ذهن، ایده خلق شود. فقط روی کاغذ نیست. برخلاف دو گفتار سیاسی قدرتمند قطبی ساز، «سیاست عملی» متکی به کار و مقتضیات و شرایط است.
در این عمل گرایی سیاسی، باید با چین و روسیه کار کرد. روابط منطقه ای جدید را طراحی کرد. جبهه مقاومت را بازسازی کرد. موشک ساخت. اگر واقعا رفع تحریم ممکن است، در جهت آن حرکت کرد. مقابل الیگارشی بانکی ایستاد. اجازه شکل گرفتن اقتصاد سیاسی رفاقتی در سطح دولت نداد. اگر لازم بود، استیضاح هم انجام داد. مسئله در این تفکر استمرار جمهوری اسلامی و حل مشکلات کشور با تاکتیک های مختلف است نه بند کردن به تغییر پارادایم. در این تفکر عمل سیاسی در رابطه با گفتار سیاسی است نه مغلوب یا غالب. این، راه سوم است. سخت و پرهزینه و پر از موانع. اما راه درست همین راه سوم است.
